آرزوی سپید

حرف هایی ک وقت خواب روی ذهنم پا میکوبند

آرزوی سپید

حرف هایی ک وقت خواب روی ذهنم پا میکوبند

من فکر میکنم نوشتن اتفاقات روزانه خیلی مهمه حالا هرچقدرم ک ساده و معمولی یا بد باشن، بعد ها ب صاحب خاطرات کمک میکنه تصویر بهتری از گذشتش داشته باشه و وقتی دلتنگ گذشت ها میشه بتونه باهاشون خوش باشه...
میدونم ک روزی میرسه ک دلم برای این روزهام تنگ میشه...

بایگانی
بیشتر دیده شده ها

۱۵ مطلب با موضوع «آهنگ» ثبت شده است

اینو امروز کشف کردم چقد خووووبه....

دریافت

پنجره باز می شود، شیدا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۵ ، ۲۰:۰۴
راضیه ...

هیچکس یادش نیس وقتی میخاستی بیای ملایر چقد از خود بیخود شده بودم..

حتی صاحب اون کافی نت هم یادش نیس ک من پول رایت سی دی رو ندادم...

حتی اون راننده ای ک همیشه باهاش میرفتم خونمون هم یادش نیس ک تو منو تو ترمینال بغل کردی

حتی اون پیتزاییه هم یادش نیس منو تو تنها مشتریای اون روز ظهرش بودیم

هیچ کس یادش نیس. فقط من یادمه و شاید تو

حتی اون دختره و مامانش ک در خونشون باز بود و داشتن حیاط میشستن...

اون دختر کوچولو ک داشت از طبقه سوم نگامون میکرد

یا حتی اون پسر بچه ک تا رفت پفک بخره و برگرده ما تو کوچشون پناه بردیم

اون برادرای گشت چی؟ دو بار اومدن و رفتن! فک کنم اونا فهمیدن تو چ راهی رو اومده بودی

اون پیرمرد لحاف دوز حتی

.

دریافت

فقط من و تو یادمونه فقط منو تو میدونیم ماجرای اون روز رو

اینو ک حتما یادت هست؟ 

هیچ کس نمیدونست من چقدر تو رو میخام

هیچ کس نمیدونست تو چقد

شاید این زجری ک میکشم کفارسس؟؟؟

یادته تو پارک سرتو گذاشتی رو پام دراز کشیدی... چشمام ب چشمات دوخته شده بود.. دستم رو گردنت بود.. نمیدونم چی میگفتی..

عقب تر دو تا پسر نشسته بودن.. ی غم تنهایی تو چشماشون موج میزد.. یکم بعد یکیشون سرشو گذاشت رو پای اون یکی.. نگاشون میکردم دلم براشون میسوخت.. منم ازین صحنه ها عمری دیده بودم.. منم اشکم دراومده بود..  نکنه دارم کفاره دل اونا رو میدم؟؟؟؟

هیچ وقت یادم نمیره هیچ وقت.. حتی نصف جزوه مو هم نخونده بودم آخرین امتحانم بود... 8شب رسیدم خابگا... هم اتاقیم همش میپرسید کجا بودی؟؟  نمیتونستم درس بخونم کلا صوب تو دوساعت جزوه رو مرور کردم ی مرور با خاطراتت... امتحان نمیدادم ک غزل خدافظی میخوندم...

اون  شب وقتی اتوبوسی ک توش بودی از جاده رد میشد نگات میکردم تا ی ساعت تو بالکن گریه کردم.. امیدوار بودم ب اینجا نرسم ولی رسیدم..

بی تو..

حالا کجایی؟؟؟ حالا کجایی روز و شبمو ببینی

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۵ ، ۰۳:۰۹
راضیه ...

چقد آهنگ گوش دادن خوبهههه....

هزار و یک شب، ابی:

دریافت


می خوام تو رو ببینم...نه یک بار نه صد بار،به تعدادِ نفس هام

برای دیدن تو...نه یک چشم نه صد چشم،همه چشما رو می خوام

.

و همینطور این:

آرامش بخش ترین آهنگی ک این مدت شنیدم...

دریافت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۵ ، ۰۲:۰۰
راضیه ...

حس و حال الانم...

ناوک مژگان- نادر گلچین

دریافت

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ دی ۹۵ ، ۲۲:۳۵
راضیه ...

خیلی بده ک فقط یک چیز یا یک نفر بتونه تو زندگی آرومت کنم و بدتر از اون اینه ک اون رو نداشته باشی یا ازت گرفته شده باشه یا غیرقابل دسترس شده باشه و باز هم بدتر اینه ک دیگه هیچکس نباشه یا نتونه جاشو پر کنه و تو هر روز داغون تر بشی و هر روز از چیزای کوچیک و بزرگ بیشتری دلخور بشی و بازهم داغون تر بشی چون درد بزرگتری داری ک نبود اونه...

.

.

.

دلم میخاس ی آهنگ گوش بدم ولی هرچی میگردم هیچی باب میلم نیس..

ب پیشنهاد مهشید عزیز..

بهار دلکش، شجریان..

باهم بگوشیم..

دریافت

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ دی ۹۵ ، ۲۲:۴۶
راضیه ...

خیلی وقته دیگه شبها نمیتونم بخوابم..

امشب بیش از حد دلتنگتم..

بازوهاتو میخام 

سرمو بزارم روشون... 

صورتمو بچسبونم ب سینت...

با این آهنگ بخوابیممم....

در شب گیسوان تو. همای
دریافت

.

راستی امشب وقتی من تو بغل خیالیت میخابم تو هم تو بغلش میخوابی؟؟؟ 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۵ ، ۰۱:۴۸
راضیه ...

غروب پاییز، مجید فرهنگ(قدیمی)

دریافت

اولین باری ک این آهنگو شنیدم دو سال پیش تقریبا همین موقع بود... 

کلاسم تموم شده بود خاستم برگردم خونه...

یکی از تاکسی های جلوی دانشگا گف تو 20 مین میتونه برسوندم تا راه آهن...

ولی کمتر از 20 مین تا حرکت قطار مونده بود...

خیلی استرس داشتم.. 

بنده خدا همه چراغ قرمزا رو رد میکرد....

با لهجه عربیش هی میپرسید کجا میخای بری؟ نگران نباش... میرسونمت...

شب بود.. هوا هم سرد... با این آهنگ....

تو بلوار گلستان 140 میرفت... 

چقدر اون موقع این آهنگ ب دلم نشست....

ی ربعه رسوندم... 

تو اون ی ربع با اون همه استرس جا موندن از قطار، جدا احساس کردم چقدر شب های اهواز قشنگه... با اون فارسی حرف زدن خوشمزه شون با لهجه های عربی و دم ب دم اشلونک اشلونک.... 

اتفاقا قطار 20 مین تاخیر داشت.....

# خاطرات تکرار نشدنی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۵ ، ۲۱:۴۶
راضیه ...

بعضیا وقتی دلشون میگیره دوس دارن برگردن ب کودکی.. حالا چ سنی رو نمیدونم..

بعضیا دلشون میخاد برن مشهد یا کربلا...

بعضیا دلشون دعا و نماز میخاد. ایناها سالم ان

ولی من دلم میخاد برگردم ب روزهایی ک باهم خوب بودیم...

ترجیح میدم ب روزهای اول آشناییمون برگردم ک لااقل بیشتر طول بکشه...

دلم میخاد برگردم ملایر ب دوران کارشناسیم... تو همون خابگاه کوفتی.. با همون هم اتاقیای چندشم... ولی تو باشی.. حاضرم برگردم ب اون هوای سرد و سوزناک... ب شهر باد... ولی تو باش... 

دریافت

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۵ ، ۱۵:۲۹
راضیه ...


بشنوید: تو ای ساغر هستی. هایده

دریافت

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۵ ، ۲۳:۲۹
راضیه ...

دارم فیلم The Revenant 2015 میبینم با این آهنگ...

John Williams & Itzhak Perlman


دریافت

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۹۵ ، ۰۲:۴۶
راضیه ...

وقتی هیچ تفریح و سرگرمی، هیچ انگیزه و عشق و حالی نیس فقط باید رقصید....

 

تازه محرم صفرم تموم شده فقط آهنگ شااااااادچشمک

نوش آفرین (شب تو شب منه)

 


دریافت


شهره (شب شب شعر و شوره)
 

دریافت
شهره راس میگه یارم از وقتی اومده این دنیا گم شده خخخخخخ

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۵ ، ۰۱:۳۸
راضیه ...

 

تو اولین بارون پاییز، من ب دنبال تو میگردمممم.....

کاش امروز، ی روز خاص باشه....

ولی آفتاب شد!

 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۹۵ ، ۱۵:۲۱
راضیه ...

ساعت 5 شد...

من هنوز بیدارم...

بارکد

چ فیلم چرتی

حوصلمم سررفت....

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۵ ، ۰۵:۲۱
راضیه ...

امروز رفتیم اینجا

 
 
باغمون.. heart
از ما ک تا تونستن کار کشیدن خخخخخ
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۰۵ آذر ۹۵ ، ۰۱:۱۲
راضیه ...
Image result for ‫درگذشت سلیم موذن زاده‬‎

خدا رحمت کنه خاندان موذن زاده رو. هم نوحه سراشون هم موذن هاشون... ک کل مردم ایران با نواشون خاطره دارن...
الفاتحه...

نوحه زینب زینب مرحوم


اگه هیچ وقت معنی نوحه های ترکیشو نفهمیدین کلیپ رو ببینید...   

دریافت

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۵ ، ۰۰:۴۶
راضیه ...