آرزوی سپید

حرف هایی ک وقت خواب روی ذهنم پا میکوبند

آرزوی سپید

حرف هایی ک وقت خواب روی ذهنم پا میکوبند

من فکر میکنم نوشتن اتفاقات روزانه خیلی مهمه حالا هرچقدرم ک ساده و معمولی یا بد باشن، بعد ها ب صاحب خاطرات کمک میکنه تصویر بهتری از گذشتش داشته باشه و وقتی دلتنگ گذشت ها میشه بتونه باهاشون خوش باشه...
میدونم ک روزی میرسه ک دلم برای این روزهام تنگ میشه...

ژانر

الان مثلا اینجا من عاقل شدم...

.

ببین روح خل و چل من اگه کسی تو رو منتظر میذاره یعنی حالا باش تا ببینیم چی پیش میاد...

اگه تو تصمیمش مردد هه همون بهتر ک تصمیم نگیره...

اگه فقط حرف میزنه و عمل نمیکنه یععنی مجازیه.... واقعی نیس

اگه خانوادش تو رو نمیشناسن، اگه از تو براشون نمیگه، یعنی قرار نیس همیشگی باشه...

همه اینا یعنی اون ی دونه گل پیدا کرده ولی ب امید گلستان میگرده.....

.

چیه؟ چرا بد نگا میکنی؟

واقعیته!!!

اون گل ها رو دوست داره و باهاشون مهربونه ولی برای خودش رویایی داره....

.

دردناکترین جای قضیه اونجاس ک تو رو چند سال منتظر گذاشت اونوقت 6 ماه نگذشته با یکی دیگه عقد میکنه... ب سال نکشیده عروسی میکنه.... 

میدونی من بودم فکرشو ب ذهنمم راه نمیدادم.......

#رونوشتت ب ذهن خل و چلم

نظرات  (۲)

۲۱ دی ۹۵ ، ۲۱:۳۶ علی اسفندیاری
حکایت ملا ساعت 15
پاسخ:
:))) منتظرشم... هر روز ساعت 15
۰۳ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۴۱ تنهایی زیباست
توی این دنیا برای انسان در همه ی موارد حد و حدود وجود داره
و اصولا جایی که حدی نباشه،انسان از محدوده انسانیتش خارجه
حالا اینکه حدود اشتباهی وضع میشه دلیل نیست اصول،و حدود زیر سوال بره
)نظر درباره پست اصول تونه(
پاسخ:
خیرسرم نظر رو غیرفعال کردم...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی